

خدایا شاهد تنهایی ام باش بین غم ها تنها ناجی ام باش پر پرواز من دیریست بسته تو بگشا
و در آزادی ام باش اسیر موج های تند خشمم تو آرام دل دریایی ام باش دل خسته خریداری
نداره تو خواهان صفای ذاتی ام باش در این آشفته بازار محبت تو تنها شاهد ارزانی هم باش

میدونی یه وقتی توزندگی تمام هم و غمت اینه که یکی عاشقانه دوستت داشته باشه.
همش تورویایی که اگه بشه چی میشه,اما وقتی اون یه نفرپیدا شدتازه میفهمی چقدرسخته
وقتی نمی تونی جواب این همه عشقوبدی ونمیدونی وهمه به چشم یه آدم سنگدل که اصلا
لیاقت محبت کردنم نداره بهت نگاه کنن بعدباهمه وجودآرزو میکنی که کاش همون طوری تنها
بودم وفقط حسرتشومیخوردم.


یه وقتایی که ازدست همه کس وهمه چیزخسته میشی ومیری یه گوشه دنج واسه خودت
خلوت میکنی ودلت نمی خواد کسی روببینی! اما همون موقع ست که انگارهمه میخوان
توپیششون باشی وباهاشون حرف بزنی!دلت میخواد داد بزنی وبگی نمیخوای کسی
روببینی! اما انگاراون فریادتوی گلوت خفه میشه وجاش یه بغض سنگین میاد که:
یه وقتایی عصبانی وناراحتی اما میخوای با یکی دردودل کنی وازبدبختی هات باهاش حرف بزنی!
دلت نمیخوادبری توی تاریکی اتاقت خودتو حبس کنی! اون موقع ست که دلت میخواد بری یقه
همه رو بگیری وسرشون فریادبکشی! اینهارو گفتم چون توکاردنیا موندم...

يک بار بهت گفته بودم.الان بازم ميگم.به تو ساده دل ندادم که بري ساده ز يادم.هر چقدر
بيشتر فکر مي کنم کمتر مي تونم باور کنم که ديگه باهم نيستيم چه ﭘاک بود اين احساسي
که بين ما بود.چه ساده بوديم هردومون ما که توقع زيادي نداشتيم.فقط مي خواستيم خودمونو
فداي احساسي که برامون ارزش داشت بکنيم. اما نشدزندگي به ما مهلت ندادخدايا زندگي
چه بي رحمه ساعت ها از لحظه آخره با هم بودنمون گذشته.اما من انگار تو اون لحظه
متوقف شدم دوست ندارم که از ذهنم بيرونش کنم
خدايا چه سخته جدايي.هنوز از لحظه آخر نگذشته اما من طاقتم داره تموم ميشه.
چقدر دلم برات تنگ شده دلم بد جوري گرفته.اما اين بار تو نيستي که برات از دل تنگيام بگم.
ستاره دلتنگي هاي منم امشب تو آسمون گم شده.ﭘيداش نمي کنم اين شبم که به آخر نميرسه
مي خوام برم .برمو از فردا با سکوت و دل شکستم يک زندگي بي دليلو شروع کنم.
ميخوام برم و با همه اين چيزايي که اتفاق افتادباز خدارو شکر کنم.تو هم برو.برو تا کم کم بتوني
باور کني که هميشه هر چي تو زندگي دوست داشته باشي بهش نميرسي دلم برات چه تنگه .
دنيا دلش چه سنگه دنيا حسابي مارو دور خودش دوونده.صبرم زياده اما عمري ديگه نمونده
برام سخته.خيلي هم سخته اما بايد بگم
خداحافظ زيباترين لحظه هاي زندگي من.خداحافظ خاطرات من خداحافظ براي هميشه

مینویسم برای آنکه حرمت اشکهایم را ندانست برای آن مینویسم که معنی انتظار
را ندانست چه روزها و شبهایی که با یادش سپری کردم برای آن مینویسم
که روزی دلش مهربان بود مینویسم تا بداند که دل شکستن هنر نیست نه
دیگر نگاهم را برایش هدیه میکنم و نه دیگر دم از فاصله ها میزنم و نه با شعرهایم
دلتنگی را فریاد میزنم . مینویسم تا شاید نامهربانی هایش راباور کند

ای دل بی یارم تنها کس و کارم دیدی ازم دل کند اون که دوسش دارم
اون که یه عمری بود غصش می خوردم دیدی چه راحت گفت توی دلش مردم
این درست نیست که می گویند دل به دل راه دارد
دل من غرقه ی خون است و دل تو خبر ندارد!

*** تقدیم به همه عاشقای دنیا ***
اولش فکر نمی کردم که دلم رو برده باشه
يا دلم گول چشای روشنش رو خورده باشه
اما نه گذشت و ديدم که دلم ديوونه تر شد
به تو گفتم و دلت از غصه من باخبر شد
آخ که چه لذتی داره ناز چشماتو کشيدن
رفتن يه راه دشوار واسه هرگز نرسيدن
می دونم دوستم نداری مثل روزهای گذشته
من خودم خوندم تو چشمات يه کسی اينو نوشته
می دونم فرقی نداره واست عاشق بودن من
می دونم واست يکی شد بودن و نبودن من
اما روح من يه درياست پر از موج و تلاطم
ساحلش تويی و موجاش خنجرای حرف مردم
آخ که چه لذتی داره ناز چشماتو کشيدن
رفتن يه راه دشوار واسه هرگز نرسيدن